19 اسفند 86

برای فردا: جمعی از اعضای ستاد جوانان ائتلاف اصلاح طلبان استان خوزستان با سید محمد خاتمی ، رئیس جمهور پیشین کشورمان دیدار کردند. در این دیدار که اعضای شاخه جوانان و زنان این ائتلاف نیز حضور داشتند برخی از فعالان سیاسی استان خوزستان به بیان نقطه نظرات و دیدگاه های خود پرداختند.

سپس سید محمد خاتمی با اشاره به سفر قریب الوقوعش به خوزستان در واکنش به ستایش برخی از حاضران جلسه از ایشان اشاره نمود: در نامه ای برای فردا این مسئله را گفتم که مشکل ما استبداد زده گی است، در این محیط ها افراد بسیار مطرح می شود جای افکار. اما بهتر است اندیشه ها و افکار مد نظر قرار بگیرند و اجازه بدهیم افراد بیشتر نقد بشوند.
خاتمی در ادامه در پاسخ به سوال یکی از حاضران جلسه که نسبت به قلب ماهیت گفتمان اصلاح طلبی گفت: مراد از گفتمان که بد هم در جامعه ما مطرح می شود یک نوع اندیشه و مجموعه نظر منسجم است در حوزه های مختلف طرح می شود.

وی افزود: یک گفتمان بخاطر اینکه پایدار بماند و منشا اثر بشود باید در متن وجدان مردم جاری باشد نه اینکه یک دانشمند ، متفکر یا نخبه نظر خوبی داشته باشد اما دیگران انرا درک نکنند و یا موانعی برای انتقال آن به مردم وجود داشته باشد. در این حالت اندیشه های بسیار بلند و بزرگ در تاریخ دفن شده و یا تنها در میان یک قشر خاصی و افراد محدودی باقی مانده باشد.
خاتمی با اشاره به اینکه اگر یک گفتمان به خواست تاریخی مردم تبدیل شود می تواند منشا تاثیرات عمده شود افزود: این خواست مردم خوشبختانه وجود دارد که اگر هم نبود کار روشنفکری و نخبگان است که این خواست را برای مردم روشن کنند. کاری که سقراط هم انجام می داد و می گفت کار من مامایی است و مسائلی که در عمق وجدان انسانها وجود دارد را با دیالوگ بیرون می آورم. یا همان حرفی که افلاطون می زند که علم تذکر است یعنی انسان اگاهی دارد اما فراموش کرده است.
خاتمی با اشاره به آیه «إنما أنت مذکر لست عليهم بمصيطر» ، کار فیلسوفان را تذکر برشمرد و اضافه کرد: قرآن هم به پیامبرش می گوید تو فقط یادآوری کننده ای و برای اینکه اشتباه هم نشود تاکید می کند تو مسلط بر مردم نیستی که چیزی را به آنها تحمیل کنی.

خاتمی با بر شمردن خواست تاریخی مردم ایران در طول سالیان اخیر گفت: من بارها گفته ام آن بستر تاریخی حرکت ما در 200 سال گذشته که عبارت است از خواست مردم و جهت مردم کاملا مشخص است. من این سخنان را در سال سوم ریاست جمهوری در 22 بهمن در میدان آزادی بیان کردم که مورد حمله هم قرار گرفت که خواست تاریخی ما آزادی ، استقلال و پیشرفت است.
وی افزود: شما هر جا بروید سوال کنید و بگویید در عرصه حیات اجتماعی چه چیزی شما را رنج می دهد پاسخ خواهند داد استبداد و دیکتاتوری نفس گیری مسلط بر جامعه ، وابستگی به بیگانه و عقب افتادگی.هنر جمهوری اسلامی این بود که این خواست را با هویت جامعه همسو کرد. امام هنرش این بود که از موضع دین خواستار استقلال شد ، گفت دین به شما می گوید جمهوری داشته باشید ، دین به شما می گوید از دستاوردها و تمدن بشری استفاده کنید. دین به شما می گوید ایران سربلند و سرافرازی داشته باشید تا همه انسانها در ان احساس هویت و استقلال و آزادی بکنند و همه آنها در فرآیند پیشرفت مشارکت داشته باشند.

رئیس جمهور پیشین کشورمان با اشاره به اینکه ما از پایگاه هویت جامعه که هویت دینی است سخن می گوییم اشاره کرد: برخی جریانات را با عنوان اصولگرا و غیر اصولگرا متمایز می کنند که اتفاقا اصولگرایی از نظر ما نیز بسیار ارزنده ای است اما آیا خرافات اصول است ، آیا اصولگرایی اینست که حاکمیت را عین حکومت بدانیم و از گل نازک تر گفتن به حکومت را ضدیت با حاکمیت قلمداد کنیم و بگوییم کسی که نقد حکومت می کند صلاحیت ندارد و یا برعکس اصول اینست که بتوان حکومت را نقد کرد.

خاتمی اضافه کرد : در ایران اصولگرایان باید محور کار باشند اما اینکه گفته شود اصول، این سلایقی است که ما می گوییم و هرکس خلاف آن بگوید ضد اسلام است، اتفاقا ضد اصولگرایی است. کدام اسلام؟ اسلام خرافات؟ که متاسفانه مورد ترویج نیز قرار می گیرد. تا جایی که آیت الله العظمی سیستانی اخیرا در دیدار یکی از دوستان ما گفته اند نمی دانم چرا این چند سال خیلی از کتابهایی که در ایران منتشر می شود – آن هم توسط حوزه علمیه و جاهای دیگر- و بیرون می آید در مورد کرامات و خواب و اینجور مسائل است. اسلام که اینها نیست.

خاتمی با اشاره به اینکه گفتمان اسلامی در حوزه اجتماعی ، گفتمان دفاع کننده از آزادی و حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خود است گفت: اصولگرایی ما همراه با تحمل معنا می پذیرد که اگر کسی خلاف نظرات ما را داشت، بگوییم تو ضد انقلابی و مشمول بند یک و سه ماده 28 و مسلمان نیستی و انقلاب را قبول نداری به خطر انداختن انقلاب است.

وی افزود: یکی از مسائل بسیار مهم تاریخ استبداد زده ما اینست که حاکمیت با حکومت یکسان تلقی می شود و از افتخارات بینش اسلامی و لااقل جمهوری اسلامی که امام مدافع آن بود اینست که قدرت هیچ پایگاهی جز مردم ندارد و باید در مقابل مردم پاسخگو باشد و مردم وظیفه دارند از حکومت انتقاد کنند، انتقاد از حکومت از اصول محکمی است که هم از متن اسلام و سیره پیامبر و امیر المومنین استنباط می شود. تا جایی که امیر المومنین فریاد می زند متبرک و مقدس نیست امتی که مظلوم نتواند بدون لکنت زبان حرفش را در مقابل قدرت ظالم بیان کند.

خاتمی با اشاره به اینکه اصولگرایی بسیار مهم است گفت: اما مسئله اینست که به نام اصولگرایی بسیاری از اصول دارد از بین می رود.
وی افزود: من معتقد بستر حرکت اجتماعی 150 سال است که برای استقرار آزادی ، استقلال و پیشرفت آماده است. مهم اینست که چگونه نحقق پیدا کند و ما معتقدیم جمهوری اسلامی می تواند این خواست را محقق کند به شرطی که منحرف نشود و اصلاحات دفاع از همین اصول و معیارهایی است که به خواست مردم صحه می گذارد.
خاتمی گفت: حاکمان نباید بیایند گفتمان رایج را جوری تفسیر کنند که در طول زمان جامعه و نخبگان از نظام سیاسی روی گردان شوند و روز به روز نظام سیاسی پایگاه مردمی خود را از دست بدهد و برای بقای خودش متوسل به نرم افزارها و سخت افزار های حکومتی شود.
خاتمی با اشاره به اینکه در دوره ای که ریس جمهور ایران بود صدا و سیما کمتر اخبار را از موفقیت های دولت منتشر می کرد افزود: اگر احیانا خبری هم که نشانه ای از موفقیت داشت منتشر می شد چندین برنامه در جهت تخریب دولت تدارک می دیدند. امروز هم ببینید چه شیوه ای را در پیش گرفته اند، تا جایی که شکست های بزرگ را به صورت پیروزیهای عظیم در می آوردند.

سید محمد خاتمی با اشاره به اهداف سند چشم انداز 20 ساله گفت: قرار بود پس از 20 سال یکی ار قدرتهای منطقه باشیم اما حالا برخی مدعی هستند پس از دو سال بزرگترین ابر قدرت جهان شده ایم. این ادعاها را بسادگی مطرح می کنیم و نمی دانیم چه آثار مخربی بر جامعه بر جای خواهد گذاشت.

وی افزود: چه کسی نمی خواهد دولت در جمهوری اسلامی موفق باشد، چه کسی نمی خواهد سیاست خارجی ، اقتصاد ، برنامه هسته ای و علمی و دیگر برنامه های مملکت با موفقیت همراه شود اما دروغ گفتن به مردم و نا آگاه پنداشتن آنها توجیه پذیر نیست.
خاتمی با اشاره به اینکه تا تغییر رویه رسانه ی ملی حاضر نیست با صدا سیما مصاحبه کند، افزود: این روش به هیچ عنوان مورد پسند نیست. ممکن است نسبت به من اجحافی نشده باشد اما دائما توهین تحقیر و تبلیغ اینکه اصلاح طلب ها آدمهای بدی هستند و نمی توانند با هم توافق بکنند و القای این موضوع که اینها منافع گروهی شان را بر منافع ملیشان ترجیح می دهند به چه دلیلی صورت می گیرد.

خاتمی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به موضوع انتخابات مجلس هشتم و تنگناهای موجود و عدم امکان رقابت آزادانه همه سلایق گفت: حتی اگر یک تریبون مجلس داشته باشید ارزشمند است نباید بگذاریم به راحتی بیرونمان بکنند اگر زمانی این اتفاق افتاد باید بنشنینیم و تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم.
در این شرایط ممکن است از وضعیتی که پیش آمده دلسرد باشیم زیرا حدس می زدیم اگر فضای رقابتی مهیا باشد نتیجه انتخابات به هیچ وجه سود اقتدارگرایان نخواهد بود. به همین دلیل هم جلوی فضای رقابتی را گرفتند و ما مظلومانه باید در عرصه حضور داشته باشیم و نگذاریم دلسردی ها حاکم گردد.

خاتمی با انتقاد از فشار به کاندیداهای اصلاح طلب برای امضا کردن توبه نامه برای اخذ تایید صلاحیت گفت: اکثریت مطلق اصلاح طلبان اینگونه حاضر نیستند از اصول و اعتقادات خود دست بردارند و در این مدت با پرداخت هزینه های فراوان این موضوع را به اثبات رسانده اند.
خاتمی با اشاره به دو دوره ریاست قوه مجریه به عنوان یکی از مهمترین ارکان حاکمیت در نظام های دموکراتیک، اقزود: در این مدت 8 ساله بسیاری از افراد تنها به جرم اینکه در ستاد من بودند از کار بر کنار شدند، تحت تعقیب قرار گرفتند و برایشان پرونده سازی شد. این عین مظلومیت است. و این افراد با پایداری خودشان نشان دادند که برای پست و مقام به این عرصه نیامده بودند که حالا بخواهند توبه کنند.

رییس جمهور پیشین ایران با اشاره به شکاف نسل ها در طول سه دهه اخیر گفت: نسل هایی آمده اند که جور دیگر فکر می کنند و می اندیشند و کاملا با پدران و مادران خود متفاوتند اما خواست تاریخی ملت را همچنان ید می کشند که همانا آزادی ، استقلال و پیشرفت است.
متاسفانه نظام نتوانسته با این نسل ارتباط برقرار کند. اگر جریانی هم سخن از جوانان و آزادیهای آنها زد و آنان به این سخنان اقبالی نشان دادند برنامه هایی پیاده شده تا بکلی از این جریان مایوس شود. اما متوجه نیستند که این اقدامات این نسل را از کل نظام مایوس خواهد کرد.
وی افزود: آن وقت 30 سال پس از انقلاب اسلامی و دو دهه از شکست مارکسیست و کمونیست در دنیا، دانشگاه هایمان جوانان برای عکس العمل نشان دادن بصورت حرکت های تند مارکسیست-لنینیستی و استالینیستی ظهور می کنند. این یک رخداد طبیعی نیست. کسی که پدر و عمو و برادرش برای دفاع از این مملکت به روی مین میرفته و فطعه قطعه شده تا راه را برای دیگری باز کند، موضوع براندازی سرخ استالینیستی را مطرح می کنند که خودشان هم می دانند در تاریخ خریداری ندارد.

خاتمی در پایان گفت : در این شزایط کسانی هم که آمده اند و از اصلاحات و اسلام دفاع می کنند متهم به بی دینی می شنود و می گویند اینها مسلمان نیستند ، خوب چه الگویی می توان برای جوانان ارائه کرد تا در مقابل کل نظام و اسلام و دین قرار نگیرند. آیا با ترویج خرافات می توان دین را در جامعه گسترش داد؟ این مسئله ای که باید به آن توجه بسیار داشت.