آرشیو لینک های خبری

دریافت خبرنامه

ایمیل خود را وارد کنید

جستجو در سایت


لوگوی سایت

طراحی و پشتیبانی

6 تیر 87
سيدشهاب الدين طباطبايي

بنام خدا

نمی دانم نوشتن از واقعه ای که یک هفته از وقوع اش گذشته تا چه اندازه ضروری و مفیدباشد. از طرفی نمی توانم در برابر فاجعه ای که برای یکی از خواهران ام رخ داده و هر لحظه و هر فرصت در کمین دیگر خواهران جوان ام است یا برایشان رخ داده سکوت کنم.
در کشوری که به نام دین و به اسم اسلام و عدل علی حکومت می شود، دختر بی دفاع دانشجو برای آنکه به خیل عظیم قربانیان شهوت پرستی مدعیان دینداری و ظاهر الصلاحان بی صلاحیت نپیوندد از آبرو و حیثیت اش دفاع کرده و حالا به غضب توجیه گران به ظاهر مسلمان نامسلمانی گرفتار آمده است. سکوت نمی کنیم، که جایز نیست سکوت و علی (ع) بالاتر از این گفت وقتی خلخال از پای زن یهودی باز کردند.
و بازهم نمی دانم نوشتن و گفتن از این واقعه در جایی و مملکتی که اتفاقا این یکی از میان ده ها هزار داستان مشابه به تصویر درآمده چه دردی دوا می کند.
حکایت غریبی است ، آنکه برای دفاع از خود و تن ندادن به خواسته ای نامشروع مدرکی مستند دست و پا کرده به بند می افتد و اینجاست که سکوت ام را می شکنم، نکند دختر دانشجویی که به جرم دفاع از خود و تن ندادن به خواسته نامشروع به بند کشیده شده به سرنوشت زن جوانی که در بازداشتگاه امربه معروف و نهی ازمنکر به جرم تن ندادن به خواسته نامشروع کسانی جانش را از دست داد دچار شود؟
چه می گویم؟ چطور می شود در کشوری و زیر سایه حکومتی که حتی سیاست اش هم عین دیانت اش است چنین ناروا بر زن مسلمان اش روا شود؟ مگر آنکه دیانت اش از این جنس باشد که :
زیان کسان از پی سود خویش، بجویند و دین اندرآرند پیش

مي گويند دانشجويان سناريوسازي كرده اند و استاد را به دام انداخته اند و رسوايي به بار آورده اند قبل از آنكه اتفاقي بيافتد.
ديگر قرار بود چه اتفاقي بيافتد؟ براي بعضي مسوولان آنقدر قضيه تكراري و عادي است كه وقاحت اش از ياد رفته و پيش پا افتاده و ناچيز مي نمايد. و مگر هرروز هزاران دختر و پسر جوان اين مملكت فقط به جرم آنكه از نظر بعضي ها ظاهر مناسبي ندارند و ممكن است با اين ظاهر نامناسب عده اي ديگر را به گناه بياندازند به داخل ماشين هاي شيشه دودي طرح ارتقاء امنيت اجتماعي هدايت نمي شوند و به همين دليل گناه نكرده سخيف ترين رفتار و گفتار برخي مجريان طرح را تحمل نمي كنند؟ راستي مدعيان ارتقاء امنيت اجتماعي كشور نمي توانستند استاد خطاكار را قبل از ارتكاب خلاف هدايت كنند؟ مگر ادعايشان اين نيست كه با عملكرد مشعشع شان جلو بخش عمده اي از خلاف و بزهكاري هاي اجتماعي را مي گيرند؟
به حال كشوري كه ظاهر و صورت افراد ملاك قضاوت در مورد درستكاري يا خلافكاري آنان است بايد گريست، و به حال خودمان و به حال دختران جوان و معصوم ايراني كه چنين هتك حرمت و حيثيت مي شوند و فريادرسي نيست.
دختر بي گناه دانشجو و دوستان اش به دليل آنكه باطن زشت ظاهرسازي هاي مدعيان ايمان و پرهيزكاري را رسوا كرده اند متهم و بازداشت مي شوند، و درگوشه اي ديگر مقامي رسمي هرروز و هرساعت مشغول افشاگري هاي بي سروته و دروغ بستن به اين و آن است و كسي دم برنمي آورد. طعم شيرين عدل علي و مهرورزي به بندگان خدا را چه خوب چشانديد به اين ملت.


قرار نیست سکوت کنم، اما لحظه ای تامل می کنم، دوستان لحظه ای تامل کنید، چه می کنیم؟ با ما چه می کنند؟ اتفاقاتی از این دست به مراتب تاسف بارتر را شاهد بوده ایم، در حد توان مان به آن ها پرداخته ایم، و بعد اتفاقی دیگر و چند روزی مشغول آن اتفاق و همینطور تکرار و تکرار. گویا دیگر عادت کرده ایم و عادت مان شده که بلایی بر سرمان بیاید و چند روزي پي گيري و بعد چه مي شود؟ پرونده هايي كه فعلا به ضرب و زور اقتدارگرايان در كنجي خاك مي خورند،‌ سرانجام پرونده كوي دانشگاه و ضرب و شتم و هتك حرمت دانشجويان به كجا رسيد؟ موضوع ستاره دار شدن و محروميت دانشجويان از ادامه تحصيل و تكليف دانشجويان بلاتكليف چه شد؟ پرونده مرگ دخترپزشك همداني در بازداشتگاه امربه معروف و نهي ازمنكر هنوز باز است؟ موضوع هتك حرمت دختر دانشجو به دست مسوولان حراست دانشگاه كرمانشاه چه شد؟ دانشجويان زنداني دانشگاه اميركبير كه به قهر و غضب رييس دولت گرفتار آمدند چه مي كنند؟ بازهم بگويم؟
تعجب آورتر و تاسف بار تر اينكه آنان كه هرروز و هر ساعت به كار موعظه و نصيحت مومنين مشغول اند و اصلا از همين راه ارتزاق مي كنند نمي بييند و نمي شنوند در كشوري كه قرار بود به نام دين و تحت لواي پرچم اسلام ناب محمدي حكومت برقرار شود چه مي گذرد. اي كاش آنها كه در كار داور اصلي دغل كاري مي كنند ذره اي به آنچه خودشان مي گويند و ازآن دم مي زنند اعتقاد داشتند، اي كاش روز داوري را باور داشتند.

  نسخه قابل چاپ   .   برای دیگران بفرستید